اظهار – بیان مایکروسافت اردیبهشت ویندوز

اظهار – بیان: مایکروسافت اردیبهشت ویندوز برگزاری معرفی تاریخ Microsoft Windows 10

گت بلاگز اخبار حوادث سوسن به من پیشنهاد کرد صیغه مردی شوم و پولی از او بگیرمو بعداز جداشدن صیغه مرد دیگری شوم

زن جوانی که به اتهام تهمت و افترا به کلانتری احضار شده است بود، درحالی که بیان می کرد آتش انتقام را شعله ور کردم ولی شعله های وحشتناک این آتش مرا هم سوزاند، راج

سوسن به من پیشنهاد کرد صیغه مردی شوم و پولی از او بگیرمو بعداز جداشدن صیغه مرد دیگری شوم

عبارات مهم : زندگی

زن جوانی که به اتهام تهمت و افترا به کلانتری احضار شده است بود، درحالی که بیان می کرد آتش انتقام را شعله ور کردم ولی شعله های وحشتناک این آتش مرا هم سوزاند، راجع به چگونگی وقوع ماجرا به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری مشهد توضیح داد.

وی گفت: از روزی که پا به منزل «عباس» گذاشتم و زندگی مشترکم را شروع کردم حتی یک روز خوش را به یاد ندارم، او آن قدر غرور داشت که حرف هیچ کس را قبول نمی کرد و به هر بهانه ای مرا زیر مشت و لگد می گرفت. عباس دست بزن داشت، با وجود این، هر بار که مرا کتک مفصلی می زد از کارش پشیمان می شد و عذرخواهی می کرد ولی باز هم چند ساعت بعد دوباره کتک کاری هایش شروع می شد.

سوسن به من پیشنهاد کرد صیغه مردی شوم و پولی از او بگیرمو بعداز جداشدن صیغه مرد دیگری شوم

در این میان سوسن زن سنگ صبورم شده است بود. او در همسایگی ما زندگی می کرد و ساعت ها پای درد دل من می نشست. با آن که خودش نیز اختلافات زیادی با همسرش داشت ولی هیچ گاه حرفی از طلاق نمی زد ولی با ساختن رویاهای قشنگی در ذهن من، تشویقم می کرد تا از عباس طلاق بگیرم.

او چنان از قشنگی و جوانی من سخن می گفت که انگار الان چند شاهزاده سوار بر اسب سفید، منتظر مسابقه بر سر خواستگاری از من هستند. خلاصه آن قدر تحت تاثیر حرف های شیطانی او قرار گرفتم که در نهایت با بخشیدن مهریه ام از عباس جدا شدم و حضانت فرزندم را نیز قبول کردم.

زن جوانی که به اتهام تهمت و افترا به کلانتری احضار شده است بود، درحالی که بیان می کرد آتش انتقام را شعله ور کردم ولی شعله های وحشتناک این آتش مرا هم سوزاند، راج

روزها می گذشت و من در تنگناهای پرسشها اقتصادی و بی پولی قرار گرفته بودم ولی نه تنها از آن شاهزاده های خوش ظاهر خبری نبود بلکه معتاد کارتن خوابی هم به خواستگاری ام نیامد. هر روز زندگی بر من سخت می گذشت و به خاطر بیکاری، نمی توانستم هزینه های زندگی خود و فرزندم را تامین کنم. در این شرایط بود که از سوسن زن خواستم چاره ای برایم پیدا کند ولی با پیشنهاد وقیحانه او روبه رو شدم. سوسن از من خواست به عقد موقت مردی در آیم و بعد از آخر مدت عقد موقت، پولی از آن مرد بگیرم و دوباره با فرد دیگری ازدواج کنم.

وقتی بعد از پرس و جو فهمیدم سوسن مقداری پول به آن مردی بدهکار است که قرار بود مرا به عقد خودش درآورد، تازه فهمیدم همه حرف های او جهت جدایی از عباس به همین منظور بود تا با این نقشه، من به جای بدهکاری او با آن مرد ازدواج کنم.

تحمل این حرف ها برایم آن قدر سخت بود که تصمیم گرفتم از سوسن انتقام بگیرم. می خواستم صورت واقعی او و بعضی ارتباطاتش را جهت همسرش نمایان کنم و این گونه زندگی اش را به نابودی بکشانم. آرام آرام به صورت پیامکی و تلفنی با همسر سوسن ارتباط برقرار کردم تا اعتمادش را جلب کنم ولی او عنوان را با همسرش در میان گذاشته بود. بدهید ترتیب آن ها با ضبط مکالمات و پرینت پیامک ها، از من شکایت کردند .

سوسن به من پیشنهاد کرد صیغه مردی شوم و پولی از او بگیرمو بعداز جداشدن صیغه مرد دیگری شوم

خراسان

واژه های کلیدی: زندگی | ازدواج | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz